خرید بک لینک
_ اوقات گذرروندن در كنار بعضي ها مساويست با عذابِ اليمممممم!!! بطور مثال: مالك خط تلفنِ منزل، كه خانم هم باشه! شاغل هم باشه! رانندگي هم بلد نباشه! به حكيميه بگه شمران نو!!! تيريپِ وجدان كاري داشته باشه ولي حتي اينقد شعور نداشته باشه كه وقتي ميره مخابرات تو صف بايسته!!! تنها روزنه ي اميدِ اين ماجرا اينه كه ديگه هيچ نقطه اتصالي نيست كه دوباره مجبور بشي ريختشو ببيني!!! وااااااي! من بي حوصله شدم يا ملت اينقد حوصله سر بر و پرافاده شدن؟؟؟ تازه يادم رفته بود :/ _ تو يه روز شلوغ، وسطِ يه عالمه كار، وقتي با يه نفر قرار داري تا منتظري طرفت سر قرار حاضربشه، از ماشين پياده شو برو بسمتِ لوازم تحريري و درجه ي وسواستُ بذار رو نرمال! اولين دفترچه يادداشتي كه ديدي با يه خودكار ژله اي بخر! اووووف! انگار اين دفترچه ي كاغذيِ ساده با جلدِ براقِ بادمجوني رنگ قراره منو به آروزوم برسونه! چه سرنوشتِ خجسته اي داشت اين دفترچه :) مينويسم يادداشت هاي چند خطي مو يه جايي كه فقط خودم هستم و خودم و رازهام._ يه حسِ جديد. يه حسِ آروم. ترديد من براي صحت و سقمِ اين موضوع!؟ دلم ميخواد لحظه لحظه شو تجربه و زندگي كنم حت

برچسب: نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 12:10

در انتهايِ دهه ي سومِ زندگي، دنيا رو جور ديگري ميبينم.


پ.ن: فكر ميكنم اگه تمام اتفاقات گذشته برام باز رقم بخورن، از اين به بعد حتما عكس العملهاي متفاوتي خواهم داشت، حس هاي متفاوتي حتي! يعني چه اتفاقي درونم افتاده كه اينقدر خودمو متفاوت از گذشته حس ميكنم؟ يه چيزيه كه هنوز خودم درست نميدونم چيه! چرا تا الان اينقدر دقيق نبودم؟ 

برچسب: نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 23:55

اين شبها همگي شاملِ فيلم نگاه كردن بهمراهه خواعرشوعرم ميشه چون جفتمون بي شوعريم! البته اون تقريبا تا ساعت سه و چهار صبح بي شوعره و من تمام شبها و روزهاي اين مدتو در اين حالت بسر ميبرم. حالا فيلم ميبينيم و فيلم و فيلم!!! فيلمهاي هنري و دلخواهِ فلامك كه من دانلود كردم و فيلماي آبجي كه ظاهرا شادتر و سرزنده تر از فيلماي دپسرده ي منه!؛-) حالا اين موضوع جالب بود كه ديشب در حينِ انتقاله فيلم از ميني لپ تاپِ آبجي به هاردِ من!!! سيل عظيمي از ويروسها متبلور شدن كه باعث شد تمام عكسايي كه قبلا از تو هارد ديليت شده بود قابل رويت بشن! حالا فكرشو بكن چيا اومده بود؟ :))) عكسا

برچسب: شب های دوری,شب های دوران عقد,شب های دوران نامزدی,شب های دور از تو,مانده از شبهای دورادور, نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:33

چرخ خياطيم اومد :-) 

برچسب: مژده دهيد يار پسنديد مرا,مژده دهيد باغ را,مژده دهيد,مژده دهید یار را,مژده دهید یار,مژده دهید یار پسندید,مژده دهید باغ, نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:33

تلگرافي ثبت كنم:


1.اومديم ايران - من جدا - شوعر جدا 


2. شوعر مجروح شده - شكستگي پا


3. وطنم پاره ي تنم (قلب) 


پ.ن: شوعري خوبه ، فعلا پاش تو گچه. اومديم عمل كنه اينجا و يماهيم بمونه كه دوا درمون بشه. اين وسط مامان و بابا و خواعركوچيكه ضايع شدن كه داشتن ميومندن به ما سر بزنن :-)) ان شاءالله يوقت ديگه. بسي مشعوفم كه اومدم خونه! كاش كه برنگردم :-) بلطف ايزد منان! و در آخر كه دم آخري همچين همسري از خجالته همه محبتاش دراومد -> گاو نه من شيرده! تو دلم ميخوام سر به تنش نباشه :دي 

برچسب: الاخبار,الاخبار اليوم,الاخبار المصرية,الاخبارية السورية,الاخبار العاجلة,الاخبار انفو,الاخبار المغربية,الاخبار الرياضية,الاخبارية,الاخبارية السورية البث المباشر, نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:33

شوعرجانو امروز بيمارستان بستري كرديم. فردا بعدازظهر عمل در پيش داره باميدخدا بخير بگذره و پاش از روز اولم بهتر بشه. تو بخشي كه بستري شد همه مدافع بودن و برادرانِ دست و پا شيكسته آشنا دراومدن، امشب ميريم باز بيمارستان ببينيمش و يكم خوراكي براش ببريم. حالا صبح اون وسط من حالت تهوع گرفتم يهويي اصلا حالم بدددد! ولي كم كم نرمال شدم ولي دل دردو هنوزم دارم:( الان زنگ زدم به شوعر گفت عكس گرفتن دوباره يه جاي ديگم تو زانو شكسته! سه جا خدا بده بركت!!! اون قسمته پاشنه ي پا از همش بدتره چون پين و پيچ ميخواد :(( ... يامن اسمه دوا و ذكره شفاء ديگه همين! دلم درد ميكنه خب :((&

برچسب: پس از ورود به کانادا,پس از ورود ویروس ایدز,پس از ورود به امریکا,پس از ورود به استرالیا,پس از ورود به اتریش,خدمات پس از ورود,پس از ورود به بندر عباس,ایران پس از ورود,پس از ورود به آبادان,خدمات پس از ورود به کانادا, نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:33

گچ پايِ نامبرده رو باز كردن ديشب و وقتي با مامان شوعر رفتيم وسايل ببريم براش دكترش اومد آتل براش ببنده


:/ موقعي كه ميخواست آتلو ببنده از بس نامبرده درد داشت من ضعف كردم فشارم افتاد ... 


زن اينگونه بايد شجاع باشه ... در اين حد و حدود ينيا!!!  

برچسب: نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:33

اهم اخبار: _آبان 1395 امروز آمد._لنگ در گچ است، پس از فرازونشيبهاي بسيار! عملي دوباره و بخيه شوري هاي فراوان و سيخِ بيرون زده از پا و صدالبته درد و رنج فراوان كه عامل پيري زودرسمان را مهيا كرد، شكرخدا و بسيار زياد شكر كه خداوند نعمته فراموشي را عطا كرد وگرنه نامبرده را از پنجره پرت ميكردم پايين ! گناه دارد ولي تركيدم خو! _ در خريد سيسيمونيِ خواعرشوعر كمك بسزايي كردم. امروز هم كالسكه و كرير و ملزومات را بسته بندي كرديم كه همراهِ مادري مهربان و فداكار بفرستيم اونور آب. _ از خودم چه خبر؟ چند بار اومدم اينجا سرزدم پست هم نوشتم ولي موقع ارسال بازي درآورد

برچسب: روز اول آبان,فال روز اول آبان,روز برگشتن او اول آبان باشد,اول آبان روز آمار, نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:33

خب! هر چي با گوشي نوشتم و فرستادم دود شد رفت هوا!!! 


خلاصش اين بود که تولد 49 سالگي مامان بود. همه+ پيتزا+کيک شکلاتي+مانتو روسري+خوشي+خانواده


اولين سالگرد خواستگاري همسر هم بود.


عوف! ذوقم کور شد خب :/

برچسب: نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:33

      جوجه کوچولو ميخواست بره آتليه عکس بندازه، مامانش گفت براش کلاه ببافم. ازونجا که تو شصتاتا کانال بافتني عضوم اين مدل بنظرم هم قشنگ بود هم آسون و زود هم تموم شد. اندازه ايکه کلاه دراومد براي برادرزاده ي دوساله ام خوب بود. آموزش رج به رج اين کلاه رو در ادامه مطلب ميذارم شايد به درد کسي بخوره.  ادامه مطلب...آموزش

برچسب: کلاه بافتني دخترانه,کلاه بافتنی دخترانه جدید,كلاه بافتني دخترانه,کلاه بافتنی دخترانه بچه گانه,کلاه بافتنی دخترانه آموزش,کلاه بافتنی دخترانه 2014,کلاه بافتنی دخترانه با قلاب,کلاه بافتنی دخترانه نوزادی,کلاه بافتنی دخترانه جدید اموزش,کلاه بافتنی دخترانه 2012, نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:32

هر کسي يه ادعاهايي داره، يه وقتايي يه حرفايي ميزنه يا حتي يه حرفايي فقط از ذهن عبور ميکنه، که فلان اتفاق برام کاش بيفته و فکر ميکنيم اون چيزي که خودمون درباره خودمون فکر ميکنيم دقيقا درسته! ولي اينطور نيست حتي گاهي خودمون ظرفيت و گنجايش خودمون رو نميدونيم. وقتي به همون مورد مبتلا ميشيم تازه متوجه ميشيم چند مرده حلاجيم!!! اين صغري کبري هارو چيدم تا بگم يه زماني فکر ميکردم ميتونم عمرمو وقف کسي کنم که وضعيت جسمي مناسبي نداره و به نوعي محدوديت داره. يه چيزي شبيه همسران جانباز! ولي تو اين مدت که همسره بنده خدا اينطوري زمين گير و ناتوان شده و بداخلاقياي گذرا

برچسب: دوران نقاهت,دوران نقاهت عمل بینی,دوران نقاهت بعد از سزارین,دوران نقاهت آبله مرغان,دوران نقاهت عمل آپاندیس,دوران نقاهت چیست,دوران نقاهت جراحی بینی,دوران نقاهت سرماخوردگی,دوران نقاهت سزارین,دوران نقاهت زونا, نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:32

_خيلي جدي، خيلي منظم، خيلي وسواسي!!! خيلي هايِ اين روزهاي منو رقم ميزنه. هيچ وقت اين حس و اين حجم از دقيق بودن رو نداشتم :/ شايد اينم يه جور مريضي باشه بهرحال كنترلش ميكنم كه هر چيزي زياده رويش آزاردهنده ميشه! _دو شب پيش مامان، دايي و خاله رو شام دعوت كرده بود و براي اولين بار ح باهاشون روبرو ميشد. استرسِ دقايق اول كه داشت منو تبخير ميكرد ولي كم كم فضا لطيف تر شد، دل خوشي از فاميل ندارم. ترجيح ميدم فاميلم همين خواهر و برادر و پدر و مادرامون باشن. اين از مُد افتادنه خاله و عمو و عمه و دايي عجيب به دلم ميشينه. حالا شايد برا ما اينجوريه كه فقط سرويس داديم بهشو

برچسب: نویسنده: پویان رحیمی تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 12:32

صفحه بندی